شنبه, 31 تیر 1396

Member Access

آسیبهای دوستی قبل از ازدواج

 

h81 copy
یكی از انگیزه های ارتباط پسران و دختران جوان قبل از ازدواج، ایجاد فرصتی برای شناخت بیشتر از یکدیگر است. آنها تصور می کنند که این دوستی فرصت مناسبی برای شناخت کامل فرد مقابل و در نتیجه موفقیت در ازدواج و زندگی آینده شان است در حالی که در اکثر موارد در کنار این ویژگی های به ظاهر خوب مشکلات عدیده ای برای افراد درگیر در آن به خصوص برای دختر و پسر پدید می آورد که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم.

 

وابستگی

 

نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می‌رسد. از این رو افراد در این دوران به سرعت عاشق می‌شوند. پس از مدتی علاقه ابتدایی بین دو نفر شدت می‌یابد و كم‌كم دو طرف به یكدیگر وابسته می‌شوند. این وابستگی در بسیاری از موارد، آفت بزرگی برای زندگی آن‌هاست. برای نمونه به علت وابستگی شدید آن‌ها در تمام اوقات شبانه روز در فكر فرد مقابل هستند.

 

افت تحصیلی یا ركود علمی

 

تحصیل دانش، نیازمند تمرکز فکری و روحی است. اما در این گونه روابط دختر و پسر به علت وابستگی بسیار به یکدیگر مدام در فكر هم بوده و به دیدارها و ملاقات‌های حضوری و تلفنی شان توجه می كنند که این خود بزرگ‌ترین مانع در راه رشد و ترقی علمی آن‌هاست.

 

اضطراب، تشویش و احساس نگرانی

 

معمولاً در این‌گونه دوستی‌ها وجود افكاری چون احساس گناه، ترس از والدین و تلاش برای پنهان داشتن این رابطه، خیال ازدواج، نگرانی از تهدید به فاش كردن رابطه توسط یکی از طرفین، ترس از دست دادن فرد مقابل و... باعث ایجاد برخی تعارضات درونی و اضطراب‌های مستمر در فرد می‌شود.

 

فقدان شناخت درست و واقع بینانه

 

در این‌ روابط دختر و پسر سعی می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که از نظر دیگری قابل تحسین باشند. در واقع افراد برای خوب جلوه کردن در نظر دیگری به رفتارهای تصنعی روی می‌آورند. حال اگر این رابطه به ازدواج بیانجامد، افراد بدون هیچ شناخت دقیق و درستی از یکدیگر وارد زندگی مشترک‌ می‌شوند. از سوی دیگر به دلیل وابستگی بیش از حد به یکدیگر نه تنها عیوب فرد مقابل را نمی بینند بلکه او را فردی سرشار از نیكی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها و ... تصور می کنند. امام علی (علیه السلام) می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ، (میزان الحکمه،ج2، ص208، ح3066.) دوست داشتن چیزی، انسان را كور و كر می‌كند

 

تصمیم‌ گیری نادرست برای ازدواج

 

در این حالت وقتی افراد به شناخت درستی از یکدیگر نرسیده اند، تصمیم به ازدواج می گیرند. در حالی كه این نوع انتخاب‏ها كه در فضایی آكنده از احساسات و عواطف و به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه صورت می‌گیرد، زندگی مشترك را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.

 

ایجاد جو بدبینی در زندگی مشترک

 

اگر این رابطه به ازدواج بیانجامد، ممکن است در آینده هر یک از طرفین دچار نوعی شک و تردید نسبت به فرد مقابل شوند و گمان کنند، این فرد که وقتی به راحتی با من رابطه برقرار کرده، از کجا معلوم با اینکه همسر من هست با دیگری نیز ارتباط برقرار نکند. بر همین اساس بسیاری از این ازدواج‌ها که به ازدواج‌های خیابانی موسوم است، از پایه متزلزل اند چرا که دختر و پسر هر دو نسبت به هم بدبین هستند.

 

ایجاد مشکلات روحی

 

در صورتی که این دوستی ها به ازدواج منتهی نشوند که در موارد بسیاری هم به دلیل تغییر شرایط طرفین یا مخالفت خانواده ها چنین می شود، آثار روحی منفی بسیاری به ویژه بر دختر خواهد داشت که احساس سرخوردگی و شکست روحی، افسردگی، نفرت از جنس مخالف و ازدواج گریزی و در مورد دختران از دست دادن بسیاری از خواستگاران برخی از این آثار است.

 

  آسیب‌های اقتصادی

 

گاه روابط دختر و پسر سبب زیان‌های مالی یا برای خود آنها یا برای خانواده‌ها می‌شود. برای نمونه خرید هدایای گران قیمت برای یکدیگر، اخاذی‌ یکی از طرفین از دیگری و...

در خطر بودن آبرو در این راستا بسیار ممکن است که به دلیل رفت و آمد پسر و دختر، تعرض به حریم شخصی او و... آبروی آنها و حتی اعضای خانواده هایشان به خصوص دختر خانم (در صورتی که این رابطه به ازدواج منتهی نشود) به خطر بیفتد.گاه حتی این امر خانواده ها را مجبور به تغییر محل سکونتشان می کند.

خانه‌تکانی ذهنی رمز سلامت و بهداشت روانی

                   خانه تکانی ذهنی

بسیاری از روانشناسان معتقدند بهترین روش رهایی از دست احساسات ناخوشایند و مشکلاتی که از این رهگذر به‌وجود می‌آید، «خانه تکانی ذهنی» است.
در حقیقت اینچنین است. نوزایش، رمز ماندگاری و سلامت و آرامش است.
به طبیعت نگاه کنید که چگونه در پاییز و زمستان برگ و بار کهنه خویش را به دور انداخته و پس از چندی در بهاری دیگر با طراوت و تازه می‌شوند و زندگی را دوباره از سر می‌گیرند.
به آب نگاه کنید، اگر آب، این مایه حیات موجودات زنده، همانند همه موجودات، به همین شکل و بدون تغییر و تحول در کره زمین به حیات خود ادامه می‌داد، بدون شک پس از مدتی پوسیده می‌شد و همه دریاهاو اقیانوس‌ها به مرداب بزرگی تبدیل می‌‌شدند!
آیا هیچ فکر کرده‌اید که از بدو پیدایش زمین تاکنون، چند بار؟ چند هزار بار؟ چند میلیون، میلیارد و یا ... بار، آب‌های جهان به بخار و ابر تبدیل شده و سپس به‌صورت برف و باران روی زمین بازگشته‌اند؟
آیا هرگز اندیشیده‌اید که پوست بدن و بسیاری از سلول‌های بدن انسان در طول زندگی خود، چندین و چند بار دوباره نو شده است؟
اگر این «نوزایش»ها نبود، انسان و سایر موجودات نیز همانند اسباب و اثاثیه زندگی، کهنه و مستعمل شده و دیگر کارایی خود را از دست می‌دادند و بیمارگونه به حیات خود ادامه داده و از زندگی و عمر خویش بهره و لذت نمی‌بردند
.
اکنون که چنین ویژگی و توانایی برای «نوزایش» در وجود آدمی نهفته است، پس چرا عده‌ای خود را از این موهبت محروم می‌نمایند و به احساسات ناخوشایند اندیشه‌های کهنه و خاطرات تلخ می‌چسبند و آن را رها نمی‌کنند؟

 

  با خاطرات بد خداحافظی کنید

 

بعضی‌ها می‌گویند: چگونه خود را از دست خاطرات بد رها کنیم؟
خیلی راحت است! از خودتان بپرسید که آیا علاقه‌ای به نگهداری و مرور این خاطرات دارید؟ اگر پاسخ شما منفی است، همانند خانه‌تکانی که بسیاری از وسایل شکسته، کهنه و فرسوده را پشت در می‌گذارید و هم خود را و هم آنها را رها می‌کنید، بایستی همه افکار، اندیشه‌های منفی، نگرانی‌ها و خاطرات بد را هم رها سازید و پیوسته این عبارت‌ها را تکرار کنید:
ـ من همه خاطرات تلخ و بد گذشته را رها می‌سازم و آزاد می‌شوم!
 این عبارت را با تاکید بیان کنید.
«لوئیز هی» در این باره می‌گوید: «برای خانه‌تکانی ذهنی و دورانداختن چند اعتقاد کهنه و قدیمی که سوهان روح‌تان شده، نگران و مضطرب نشوید! با همان آرامشی که پس از خوردن غذا، خورده ریزها را جمع می‌کنیم و در ظرف آشغال می‌ریزیم، آنها را نیز باید به همان آسانی دور بریزیم! و به‌دنبال اندیشه‌های تازه برویم (اندیشه‌های خلاق و مثبت).

 


لوئیز در این زمینه می‌پرسد:
▪ «آیا شما واقعا حاضر هستید که برای تهیه شام امشب خود، در زباله‌های دیشب، دنبال غذا بگردید؟
پس چگونه حاضرید که با جست‌وجو در آشغال‌های کهنه، ذهنی تجربه‌های فردای خود را بیافرینید؟»
رهاشدن از دست حرف و سخن کسی که باعث آزار شما شده، فقط با بخشیدن آن فرد امکان‌پذیر است.
با بخشیدن خود و دیگران، از دست خاطرات تلخ راحت می‌شوید و همین آرامش باعث می‌شود که آنچه را که اتفاق افتاده فراموش کنید! اکنون زمان آن رسیده که خاطرات خوش و نگاه خوش‌بینانه، منصفانه و واقع‌بینانه را به همه ابعاد زندگی بیندازید!
همه شما حتما مثال معروف «لیوان پر و خالی» را می‌دانید. حتی اگر قطره‌ای آب در لیوان باشد، چه بهتر است که آن را این‌گونه توصیف کنید:
من در لیوان خود مقداری آب دارم.
کمیت آن اهمیت چندانی ندارد بلکه وجود آب در لیوان مهم است. و این نوع نگاه و برداشت شامل سلامتی، شادی، موفقیت،‌ ثروت و همه چیزهایی می‌شود که می‌توان به داشتن آنها افتخار کرد و سپاسگزار خداوند بود.
از هم‌اکنون دست به کار شوید و در خانه ذهن خود بجز خاطرات، اندیشه‌ها و باورهای مثبت که همچون اثاثیه باارزش باعث راحتی و خوشحالی ما می‌شوند بقیه اعتقادات و اندیشه‌های منفی را که باعث آزار و اذیت روحی روانی می‌شود را دور ریخته تا مجالی برای پیدایش اندیشه‌های تابناک که اهداف و برنامه‌های سازنده‌ای را به همراه دارند فراهم آورید و این عبارات را که لوئیز در اغلب سخنان خود تکرار می‌کند تکرار کنید:
در لایتناهای حیات آنجا که ساکنم همه چیز عالی و کامل و تمام‌عیار است. من با دگرگونی‌هایی که در زندگی‌ام پیش آیند، تا جایی که بتوانم هم‌نواختم.
 من خود را و شیوه دگرگونی خود را تایید می‌کنم
.
 من خودم را دوست دارم. پس گذشته را می‌بخشم و همه تجربه‌های تلخ گذشته را یکسره رها می‌کنم و می‌بینیم که آزادم.
 من خودم را دوست دارم.
 پس با دل و جان در حال زندگی می‌کنم و با این امید و با این آگاهی که آینده‌ام درخشان و شادمان و ایمن است هر لحظه را به خوبی تجربه می‌کنم.
 زیرا من فرزند محبوب کائنات هستم و کائنات با مهر و محبت از اکنون تا ابد از من مراقبت می‌کند. در جهانم همه چیز نیکو است. کلام دعاگونه لوئیز همواره بر حمایت الهی و سپاسگزاری تاکید دارد. از این رو باعث آرامش ذهنی و روانی می‌گردد. آرامشی که همه ما به آن نیاز داریم.